تبليغاتX
-_-_ -Taking Back My LOVE-_-_-

-_-_ -Taking Back My LOVE-_-_-

.......کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود.......

 

 

 

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی

عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن

عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست

عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره

عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی

عشق یعنی من وتو ما میشویم

عشق یعنی حرفشو باور کنی

عشـق یـعنی جادوش کنی

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت21:13توسط ღبارانღ | |

 

فراموشت نمی کنم آنگاه که برای آخرین بار از من پرسیدی:من و زندگیت یکی را انتخاب کن و من زندگی

خود را انتخاب کردم و تو رفتی.بی آنکه بدانی تو تمام زندگیم بودی...

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت22:23توسط ღبارانღ | |

 

                                                          بارون

 

 

 

بارونو دوست دارم هنوز چون تو رویادم می اره 

 حس می کنم پیش منی وقتی که بارون می باره

 بارونو دوست دارم هنوز بدون چتر و سر پناه       

 وقتی که حرفهای دلم جا می گیرند توی چشمات

 شونه به شونه می رفتیم من و تو" تو جشن بارون "

 حالا تو نیستی و خیسه چشمهای من و خیابون !!!!!!!

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت12:49توسط ღبارانღ | |

                                              

WiSH

 

 بزرگترین آرزوی من اینه که کوچیکترین آرزوی تو باشم............                            

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت13:48توسط ღبارانღ | |

 

   گیرم که من تو را دوست دارم ! به تو چه ؟              

 

                                          بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوستت دارم

اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم میارم

بهت نگفتم تا حالا که بد جوری عاشقتم

بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت میگم

داری کجاها می کشی باز این دل در به درو

قشنگ مهربون من اینجوری از پیشم نرو 

بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوستت دارم

اینکه  چقدر آرزومه پیش چشات کم نیارم

دلم می خواد باور کنی از ته دل می خوام تو رو

وقتی می گم بمون ! بمون ! وقتی می گم نرو ! نرو !

بری هزار سالم بشه چشم انتظارت می مونم

بازم برای دل تو ترانه هامو می خونم

خودت می دونی که تو رو از دل و از جون می خوامت

لیلی عشق من شدی من مثل مجنون می خوامت

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت20:32توسط ღبارانღ | |

 

 

 

بدترین غم این نیست که عشقت تو رو بذاره بره....

 بدترین غم این نیست که بفهمی دیگه دوستت نداره...

بدترین غم این نیست که بفهمی یکی دیگه رو دوست داره...

بدترین غم اینه که یکی بمیره بعد بفهمی عاشقت بوده

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت17:24توسط ღبارانღ | |

 

دوستت دارم به زبانهاي مختلف دنيا"
آلماني-----ايچ لي يي ديخ
انگليسي---ای لاو یو
عربي-----ان احبک
ارمني-----يس کزي سيروسم
ايراني----- دوستت دارم  
آلماني-----ايچ لي يي ديخ
انگليسي---آي لاويو
عربي-----ان احبک
ارمني-----يس کزي سيروسم
ايراني----- دوستت دارم 
چيني------کوانا گائي ني
مصري----مشگاب
اسپانيولي---تو کي رو
اسکيمو----آسولياک
فرانسوي---جوزدم
هاوائي-----نوئي کوکو آلوها نوا
هلندي-----ايک بمين او
ايتاليائي----تامو
لهستاني----کشام سي
پرتقالي----ايووزامو
روماني----ترايوبيک
روسي-----ياوازليو بليو
ترکي------سي زي يوروم
ايبري-----مائيت زائي توت
چيني------کوانا گائي ني
مصري----مشگاب
اسپانيولي---تو کي رو
اسکيمو----آسولياک
فرانسوي---جوزدم
هاوائي-----نوئي کوکو آلوها نوا
هلندي-----ايک بمين او
ايتاليائي----تامو
لهستاني----کشام سي
پرتقالي----ايووزامو
روماني----ترايوبيک
روسي-----ياوازليو بليو
ترکي------سي زي يوروم
ايبري-----مائيت زائي توت

دیگه به چه زبونی بگم دوستت دارم !!!!!!!!!!  

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت14:8توسط ღبارانღ | |

در آخرين لحظه ديدار به


چشمانت نگاه كردم و


گفتم بدان آسمان قلبم


با تو يا بي تو بهاريست


همان لبخندي كه توان را


از من مي ربود بر لبانت


زينت بست.


و به آرامي از من  فاصله


گرفتي بي هيچ كلامي.


من خاموش به تو نگاه می كردم


و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت


زیبا لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه


آسمان بهاري يعني ابر


باران رعد وبرق و طوفان


ناگهاني


و اين جمله ،جمله اي


بود بدتر از هر خواهش


براي ماندن و تمنايي


بود براي با او بودن

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت13:9توسط ღبارانღ | |

 

 

باز دلم هوا تو کرده

به یاد روزهایی که دیگه بر نمی گرده


به یاد نفس هــای آخر تو

که شب و روز منو غمناک کرده

به یاد خنده های شیرین تو

که منو محو تو کرده

به یاد عـشق تــو به من

که پیوند منو تو رو با هم جور دیگه کرده


به یاد روزهای خوش با تو بودن

که حالا منو از زندگی سـیر کرده

بــه یاد بـی مهری هایی که

دل من در حق تو کرده

بــه یاد کارها و حـرفهایـی که

می خواسته و نکـرده

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت12:52توسط ღبارانღ | |

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد . بره و پیشت نمونه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه

خیلی سخته توی پاییز با کسی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون . بی وفایی

خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت

ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت22:58توسط ღبارانღ | |

 

 

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت21:0توسط ღبارانღ | |

 

 

 

می دید می سوزم ولی باور نمی کرد

با گوشه چشمی آتشم را تر نمی کرد

توی نگاهش بی وفایی موج می زد

بیچاره دل این صحنه را باور نمی کرد

می دید توی چشم هایم حرفها بود

حتی دمی پیش نگاهم سر نمی کرد

پاییز گفتم در وجودم ریشه می سوخت

سوزی که هرگز شعله ی آذر نمی کرد

گفتم دل از داغ که داری شکوه و درد؟

گفت از کسی که کار او کافر نمی کرد

می دید در جانم چگونه شعله برپاست

آن شعله ای که رو به خاکستر نمی کرد

در شعله می دید و لب از لب وا نمی کرد

می دید می سوزم ولی باور نمی کرد...

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت20:49توسط ღبارانღ | |

 

پشت میله ها

قاطی تر از ابرای اسمون

به هم ریخته و داغون

مث یه قاب شکسته به سینه دیوار

حیرون و آویزون

آخه خیلی وقته کمبود چشات

اندوه منو وسعت داده,

اینجا پشت میله ها

توی این همه آدم

تنهایم

خرابم

و خسته و خرد و خمیر

ولی اینو فهمیدم که

دوری و نبودنت

بهونه ای شده برا حرفام

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت15:14توسط ღبارانღ | |

 

 

 

 

 

 

 

 

ساده ولی زیبا بهت لبخند میزنم...

ساده ولی زیبا لبهایم را روی لبهایت می گذارم...

ساده ولی زیبا در آغوشت میگیرم...

ساده ولی با تمام احساس امشب می گویم:

دوستت دارم...

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت15:8توسط ღبارانღ | |

 

 

 

 

 

 

 

 

ساده ولی زیبا بهت لبخند میزنم...

ساده ولی زیبا لبهایم را روی لبهایت می گذارم...

ساده ولی زیبا در آغوشت میگیرم...

ساده ولی با تمام احساس امشب می گویم:

دوستت دارم...

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت15:1توسط ღبارانღ | |

اگر كسی را دوست داری...


شكسپیر : اگر كسی را دوست داری رهایش كن اگر سوی تو برگشت از

 آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده .

 

دانشجوی زیست شناسی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود

 رهایش كن ... او تكامل خواهدیافت.

 

دانشجوی آمار : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر

دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد

 یك رابطه مجدد غیر ممكن است .

 

دانشجوی فیزیك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر

 برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطكاك بیشتر از انرژی

 بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحح هماهنگ نبوده است .

 

دانشجوی حسابداری : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش

 كن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر كن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهكار

 بفرست .

 

دانشجوی ریاضی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...

اگر برگشت ، طبق قانون 2=1 1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش

كن .


دانشجوی كامپیوتر : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...

 اگر برگشت ، از دستور كپی - پیست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه

 دیلیت اش كنی .

 

دانشجوی خوشبین : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن...

 نگران نباش بر می گردد.

 

دانشجوی عجول : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...

 اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش كن .

 

دانشجوی شكاك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش

 كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

 

دانشجوی صبور : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر

 برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد .

 

دانشجوی رشته صنایع : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش

 كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش كن ، این كار را مرتب تكرار

 كن..

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت16:5توسط ღبارانღ | |

 

 

 

 

 

  اگه یه روز از زندگیم مونده باشه

 

    وبهم بگن فقط ۱  آرزو می تونی بکنی!

               اون یه آرزو چی می تونه باشه؟

 

 

 

 

 

. 

. 

. 

. 

.

.

.

.

.

.

.

.

. 

می دونم جوابشو تو خوب می دونی

                  اون آرزو فقط تو هستی !

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت22:30توسط ღبارانღ | |

سلام عزیزم.ببین اگه آخر دی ماه نیای پیشم اینکارو میکنم.حرفم هم جدیه جدیه.درسته که من نباید به زور بخوام ولی دیگه دلم خیلی تنگ شده.یادته بهت گفته بودم اینجا ایستگاه راه آهن هست؟

 

 

دوستای عزیزی که به این وب سر میزنین به نظر شما من کار درستی میکنم؟

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت22:32توسط ღبارانღ | |

 

من ؛ تو ؛ سکوت هر سه با هم مرگ احساس مرا مي نگريم . احساسي که زهر کشندهء سکوت

آنراکشت و پادزه آن يک دوستت دارم از جانب تو بود ولي افسوس...روانهء گورستان ميشويم؛

مي رويم تا احساس نيمه جان مرا تقديم به خاک کنيم . چه شتابي در تو موج ميزند !! مي خواهي

هر چه سريعتربازي احساس من و تو پايان گيرد و هر دو به سوي آينده برويم .

 دختري درانتظارتوست و مرگ چشم به راه من است بي آنکه تو بداني !!! اين ست آيندهء من و

تو بعد از آن بازي .

 

نمیخواهم فراموشت کنم ...

 

هنوز هم دوستت دارم نازنینم

   

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت21:8توسط ღبارانღ | |

تو را نگاه میکنم که خفته ای کنار من

پس از تمام اضطراب, عذاب و انتظارمن

تورا نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی

وازتو حرف میزنم که گفتنی ترین تویی

من ازتوحرف میزنم شب عاشقانه میشود

تـو را ادامه می دهم همین ترانه می شود

کـاش بـه شهر خـوب تـو مـراهمیـشه راه بـود

راه بـه تـو رسیـدنـم هـمـیـن پـل نـگـاه بـود

مرا ببر به خواب خود که خسته ام ازهمه کس

که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس

من ازتوحرف میزنم شب عاشقانه میشود

تـو را ادامه می دهم همین ترانه می شود

 

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت19:33توسط ღبارانღ | |

یه روز سیاه . یه روز سپید . یه روز زرد
یه روز غروب غم گرفتة سرد
یه روز برای تو که شاعرانه س
یه روز برای من که بی ترانه س
یه روز تویی . روزی که شب نمیشه
یه روز منم . ابری تر از همیشه
یه روز منم . اسیر خاک تبعید
یه روز تویی . اونور خواب خورشید
تو چشم من . تویی که آسمونی
تو خواب من . تویی که مهربونی
تویی که واژه واژه دلنشینی
هنوز عزیز . هنوز عزیزترینی
هنوز به یاد تو . به یا دخونه
گل میکنن شعرای عاشقونه
هنوز به یاد تو بهار . بهاره
هنوز صدام عطر صداتو داره
فقط نذار شاعر شب بمیره
نذار صدام رنگ عزا بگیره
اگر میسوزه شب شاعرانه
فقط نذار بمیره این ترانه

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت19:12توسط ღبارانღ | |